|
ورزشی -اجتماعی-سیاسی-فرهنگی و هنری+انواع موسیقی
|
|
|
|
||||
|
![]() ![]() ![]()
سلام عزيزم! ولی حالا میخوام دلمو بزنم به دريا.
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1384ساعت 6:45 توسط yousef
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
علي كريمي: «مي خواستم به كمك يكي از آشناهايم در تيم ملي باشم كه ايويچ نگذاشت!» «مربي پروجا يك مرد كچل بود!» «كاپيتاني را دوست ندارم!» «حرف كساني كه مي گويند تنبلم، اصلا اهميت ندارد! »«تلاش و اراده ام را بيشتر مي كنم» «تذكر دادن به بازيكنان به خاطر شكل ظاهريشان جز افزودن به حواشي فوتبال چيزي به همراه ندارد» «اگر می خواهیم صعود کنیم، نباید هیچ حریفی دست کم بگیریم» محمد علي كريمي جادوگر فوتبال آسيا در روز 17 آبان 1356 متولد شد و امروز در سن 27 سالگي موفق شده است با وجود رقيباني از آسياي شرقي و كشور هاي عربي عنوان بهترين بازيكن آسيا را از آن خود كند. مطمئنآ علي كريمي راه سخت و دشواري را طي كرده است تا چنین جایگاهی برسد به طوري كه در تيم ملي بازيكني ثابت باشد، يار طلايي تيم باشگاهي اش باشد و طوري بازي كند كه همه تيم هاي دنيا آرزوي داشتن چنين بازيكني را داشته باشند.
محيا سلطاني نژاديان: خوب اولين سوال...!علي كريمي چگونه كريمي شد؟ در واقع چه راهي را طي كردي تا به این نقطه رسيدي؟
ايمان موتمني: خصوصا که قراردادت هم امسال با الاهلي تمام مي شود؟
+
نوشته شده در یکشنبه هجدهم اردیبهشت 1384ساعت 7:52 توسط yousef
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
+
نوشته شده در یکشنبه هجدهم اردیبهشت 1384ساعت 7:38 توسط yousef
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
|||||||||||||||
|
بعد از دوسال آلبوم جديد منصور(از شرکت ترانه) بيرون آمد که شامل يک CD و يک DVD هستش. منصور ، بعد از سفرش به تاجيکستان برگشت لس آنجلس و کار ضبط آلبوم رو تموم کرد.
قبل از کنسرتهای نوروزی که بايد از اين قاره به اون قاره و از اون قاره به اين قاره سفر می کرد، قرارمون رو گذاشتيم. قراری با ترس و لرز! که مابين بی خوابی ها و هيجانها و هتل و صحنه و تاکسی و هواپيما با هم چند دقيقه ای رو خلوت کنيم و از آلبومش حرف بزنيم و از زندگيش در اين چند ماه گذشته. گفتگو با منصور :
بالاخره بعد از برنامه تحويل سال بی بی سی خودمو رسوندم سالن کنسرت نوروزی که ببينم مصاحبه به کجا می رسه؟
ساعت ۱۲ شب لندن
تو اتاق کوچک و شرجيه پشت صحنه کنسرت در لندن با منصور روبوسيه عيد کرديم، ولی لحظه ای طول نکشيد که مردم فرياد زنان ريختن ( نمی دونم از کجا؟) "منصورامضا بده." حرارت اتاق بالا می رفت و صدای جيغ و دست زدن مردم از پشت درهای بسته پشت صحنه بلندتر می شد که يکدفعه صدای آهنگ" وقتی نيستی" از روی صحنه بلند شد. اين يعنی کنسرت شروع شد. منصور هم رفت تو راهرو قبل از اينکه در رو باز کنه و بره آواز بخونه گفت :" بهزاد مصاحبه رو می ندازيم منچستر". من هم رنگم پريد، هم خيالم راحت شد! می دونستم که می شه ولی نه الان! خلاصه منصوربعد از کنسرت برگشت و با گروهش رفتن هتل و ما هم انگل بازی! تا ساعتهای ۴ صبح حرف زديم و قرار شد تو راه سفر به منچستر که با قطار حدود دو ساعت طول می کشه، از جديدترين آلبومش " فراری" حرف بزنيم. ولی هر دو خوابمون برد حتی افشين هم که با دوربين منتظر بود يک چرتی زد. ديگه تصور کنين که بعد از کنسرتهای نوروزی در کشورهای اروپايی و آمريکا و قبل از سفر به دوبی چقدر خواب می چسبه! اول فروردين ساعت ۹ شب تو هتل ( بيرون بارون داخل نور فلوروسنت) منصور خوبی ؟ يک آهنگ ديگه هم هست به اسم "دروغگو" که ساخته مشترک آقای منوچهر چشم آذر و خودم هست. شعر ۷ تا از ترانه ها از کارهای بسيار زيبای بابک روزبه و يکی هم از بابک صحرايی و خانم هما ميرافشاره. تنظيم آهنگ های اين آلبوم رو هم آقای منوچهر چشم آذر، فرد ميرزا و فرخ آهی انجام دادن. توی اين چند سال گذشته خيلی زحمت کشيديم که بتونيم از ملودی و ترانه های خاصی استفاده بکنيم که اين آلبوم جلوه تازه تری داشته باشه.
ويديوی آهنگ آزادی رو چند ماه پيش بيرون دادی؟ که تو در اون فيلم در يک سوپرمارکت کار می کردی، درسته؟
![]() پشت تلفن آهنگ رو براش گذاشتم و اولين عکس العملش نسبت به اين آهنگ اين بود که گفت: من می بينم تو داری به سمت يک صندلی الکتريکی راه ميری. از روز اول ايده صندلی الکتريکی توی سر بابک بود. به هر حال ما يک استوديوی مجهز در اينگل وود در لس آنجلس پيدا کرديم و کار رو شروع کرديم. اونجا فيلم برداری صحنه زندان و دادگاه رو شروع کرديم و در يک کار ۱۴ ساعته اون رو تموم کرديم. که البته اين کار با کارهای قبليت خيلی فرق داره. توی کارهای قبليت معمولاً يک دختری هست و ماجرا عاشقانه... اما اين کار خيلی جدی هست و آخر سر کار به مرگ ميکشه! تم آهنگ هم آشناست. فکر کنم شبيه به کار اندرو لويد وبر، آْهنگساز بريتانيايی باشه. وقتی روی صندلی الکتريکی نشسته بودی چه احساسی داشتی؟ و يکی از علت هايی که آلبوم فراری دير به بازار اومد همين ازدحام کنسرت هات بود، نه؟ منصور درباره آهنگ جديدت "ميخوامت" برامون توضيح ميدی؟ منصور جان لطفاً درباره آهنگ "آرزومه" برامون بگو. توی شعر اين آهنگ ميگی "آرزومه که در رو وا بکنی بيای تو خونه"... آرزوی خيلی از عاشق ها هست که همچين اتفاقی بيافته، نه؟
يک موضوع جالب ديگه هم درباره تو متوجه شدم و اون اينه که می بينم موهات رو کوتاه کردی! جريان چيه؟ بهزاد: اما ماجرايی که از چشم همه پنهان بود، بعد از کنسرت اتفاق افتاد. منصور گفت: " بهزاد ديگه بسه می خوام ريشاتو درست کنم." ساعت سه و نيم صبح، ريش تراشش رو برداشت و با افشين ( خواننده ) من رو نشوندن جلوی آينه و تيغ حيثيت رو به صورتم کشيدن. ريشهای من از اون روز حالت ديگه ای به خودشون گرفتن. بعد از ۲۵ سال قيافه منو عوض کردن. عکسهای اين امر خير منصور و طرح ريش افشين، بزودی در همين صفحه به چاپ می رسه.
این هفته ای چون تولد منصوره و قراره که براش تو شهر اورنج کانتی کالیفرنیا جشن بگیرن. منهم گفتم که احوالپرسی ای با منصور بکنم.بالاخره قرار شد که روز سه شنبه 27 ژوئیه که می شه 6 مرداد موقع ضبط تو استودیو بره تو یک اتاق ساکت و با هام حرف بزنه . چند تا از بچه ها هم که از قبل این خبر رو از برنامه روزهفتم بی بی سی شنیده بودن، چند تا سوال فرستاده بودن که از منصور بپرسم . خلاصه شب لندن شد و صبح لس آنجلس و تلفن زدم . منصور داشت با منوچهر چشم آذر روی آهنگها کار می کرد. (تو عکسهایئ که نوید برامون از اون روز گرفته می تونین ببینین ) منصور جان ، قبل از اين که درباره تولدت صحبت کنيم ، يه خورده از خودت برامون بگو که الان چه کار می کنی ؟ يک مقدار از آلبوم جديدت برامون بگو ، اسمی براش انتخاب کردين ؟ منصور ، چند تا آهنگ توی اين آلبوم جديد هست ؟
و اسم آهنگ ها ؟ اين آهنگ " مرا ببوس برای اولين بار " آهسته است يا تند ؟ يکی از آهنگ های آلبوم جديدت هم بدون شک " عيدی " هست که به ياد زلزله بم خونده بودی ، درسته ؟ ويدئو ها چی ، در حال ساختن اونها هم هستين ؟ بنابراين حدس می زنی اين آلبوم چه زمانی بياد بيرون ؟
بعضی بچه ها که صدای تو رو توی آلبوم خانم مهستی شنيدند ، برای ما پيک فرستادن و پرسيدند که با توجه به اين سبک جديدی که داری ، دوست نداری ترانه دو صدايی بخونی ؟ البته اون يک آهنگی بود به ياد هايده عزيز که خانم مهستی خوندند و يک قسمت کر داشت که من اون رو اجرا کردم. ولی اگر فرصت و کاری باشه که به دو نوع مختلف صدا احتياج باشه حتماً اين کار رو انجام ميدم. ولی هنوز تصميم همچين کاری رو ندارم. حالا اگر بشه ، تصميم داری با چه خواننده ای اجرا داشته باشی و فکر کنی صداتون به هم بخوره ؟ باز هم پرسيدند که آيا خودت اصلاً تمرين آواز می کنی ؟
من هم يه خاطره بگم که يادمه در ژانويه ، وقتی توی لس آنجلس با هم بوديم ، رفتيم بيرون و ناهاری خورديم ، توی ماشين چندين بار زدی زير آواز و من با اون فضا خيلی کيف کردم ... فضای دو صدايی البته چون من هم باهات خوندم !!! قربانت. شما خودت انقدر پرمجبت هستی که وقتی آدم باهات هستش يک جو دوستانه و قشنگی به وجود مياد که من در اون احساس راحتی می کنم. منصور جان ، يکی ديگه از بچه ها پرسيده که آيا تنها زندگی می کنی ؟
حالا بريم سر تولدت ... متولد مرداد ماه هستی ... درسته ؟ اين جشن همگانی هست يا خصوصی ؟ امروزی که ما داريم گفتگو می کنيم درست ششم مرداد هست ( سه شنبه ) ... تولدت حسابی مبارک باشه. اما چطور هست که تو هنوز توی استوديو هستی ؟! آخه امسال يک اشتباهی شد که توضيح ميدم! امسال تقويم ايرانی ، يک روز با تقويم ميلادی فرق داره. ما هميشه عادت داريم ۲۸ ژوئيه به تقويم ميلادی رو جشن بگيريم به خاطر همين روزهای تقويم ايرانی رو اشتباه حساب کرديم ! من خودم هم دو ساعت پيش متوجه شدم که امروز ششم مرداد است ! ديگه امسال خودمون رو حسابی لوس کرديم که دو بار تولد بگيريم !
حالا نقشه ات برای امشب چيه ؟ جايی ميری يا کار خاصی انجام ميدی ؟
+
نوشته شده در یکشنبه هجدهم اردیبهشت 1384ساعت 7:15 توسط yousef
|
|
||||||||||||||||
|
||||||||||||||||
|
|
|
||||
|
سياوش قميشی می خندد (باور کردنی نيست)
يکسالم بود که به تهران آمدم ... و سيزده چهارده سال داشتم که به لندن رفتم، پدرم تاجر بود و مخالف بود که من وارد کار موسيقی شوم، ولی مادرم با طبع شاعرانه ای که داشت با من و کار موسيقی من موافق بود ... دو برادر و يک خواهر که همه از من بزرگتر هستند
اگر سياوش خواننده نمی شد چه کار ديگری را دوست داشت که انجام بدهد؟ با ترانه سرايانی به تازگی کار می کنی که نامشان برای ما زياد آشنا نيست، دليل اين مسأله چيست؟ ازدواج ؟ شايعه هست که پسرت خواننده است ؟ زن در زندگی تو چه نقشی دارد ؟ الان زنی در زندگی تو هست ؟ فاصله بين آلبوم خواب بارونی تا آلبوم بعدی تو خيلی زياد بود، دليلش چی بود؟ خوانندگی تا کی ؟ لذت در زندگی چيه ؟ خواننده و موسيقی مورد علاقه ات ؟ فاصله سنی بين تو و همسرت مشکلی را برای تو به وجود نمی آره ؟ سياوش چه خصيصه ای دارد که هرکسی بهش نزديک می شه عاشقش می شه ؟ موسيقی امروز ما رنگی هست يا سياه و سفيد ؟ موسيقی داخل کشور چی ؟ مشابه سياوش و ابی و داريوش در داخل کشور زياد شده، اين موضوع تو را اذيت نمی کنه ؟ دوست داری آهنگساز بشناسنت يا خواننده ؟ شايعه اينکه ديگر تصميم نداری آلبومی برای خواننده ديگری بسازی درسته ؟ چه شرايطی بايد باشد که به کسی آهنگی را بدی ؟ برای چی دلتنگی می کنی ؟ چه آرزويی داری ؟ سخن آخر ؟
+
نوشته شده در یکشنبه هجدهم اردیبهشت 1384ساعت 6:57 توسط yousef
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
![]()
![]()
![]()
+
نوشته شده در یکشنبه هجدهم اردیبهشت 1384ساعت 6:31 توسط yousef
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
||||
|
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]()
+
نوشته شده در شنبه هفدهم اردیبهشت 1384ساعت 21:53 توسط yousef
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
مشخصات زيست محيطي آقايون خاطرخواه!!! پسري كه خاطرخواه شماست و واقعاً شما را دوست داره، دست به اين كارا مي زنه : - سعي مي كنه خيلي از اوقات خودش رو با شما بگذرونه،حتي زماني كه فرصتش كم باشه. - با شما شوخي مي كنه ، سعي مي كنه با اداي يكسري كلمات ، محبت و دوستي خودش رو نشون بده (مثلا مي گه چی داداش ؟ بد خواه مدخواه داری؟. چی..............)، حرفاي زيبا و قشنگ مي زنه . - سعي مي كنه روي شما تأثير خوب بگذاره ، هي مي خواد به شما كمك كنه. - در جمع دوستان رفتار و برخورد خيلي بهتري با شما داره. - مرتب دنبال شما مي گرده يا ازدوستان سراغ تو رو مي گيره و گاهي از دوستانت يكسري سوالات درباره تو مي پرسه. - اگر مسئله اي پيش بياد از شما حمايت و دفاع مي كنه. - هر وقت به او احتياجي داشته باشي ، از كمك و پشتيباني دريغ نمي كنه. - يكسري جملات و كلمات جدي به شما مي گه ، مثلاً "اي كاش مال هم بوديم". - اگه امكانش را داشته باشه به شما زنگ مي زنه كه با شما صحبت كنه بدون اينكه حرف يا مطلب خاصي را بخواد به شما بگه. - توي چشمات خيره مي شه اما وقتي ازش مي پرسي ، دليلش را نمي گه. - وقتي با هم هستيد ، شاد و شنگوله ، مي خنده و سعي مي كنه تو را هم بخندونه و شاد كنه. - اگرامكانش باشه تا سر كلاس يا دم در خونه تو را همراهي مي كنه. - اگه با هم هستين ، احساس راحتي ميكنه و خيلي پر حرف ميشه. - برات نامه مي ده يا ايميل مي فرسته. - اگر ازش بخواي كه يك جايي بريد كه او معمولاً نمي ره ، يا ازش بخواي كاري انجام بده كه معمولاً انجام نمي ده ولي به خاطر شما، اينكار رو مي كنه. - و در آخر ، يك مرتبه حس مي كني كه تازگي ها خيلي تو دل برو ، مهربان و دوست داشتني شده و دلت بيشتر براش تنگ مي شه اينها همه نشانه اين است كه هر دو شما به هم علاقه دارين. مشخصات زيست محيطي خانم هاي خاطرخواه!!! خانمي كه خاطر خواه شما بشه و واقعاً شما رو دوست داشته باشه اگه از ايل و تبار واتو واتو هاي اصيل باشه دست به اين كارا مي زنه: - سعي مي كنه ديدن شما لطمه اي به بقيه كاراش نزنه تا اونجايي كه ممكنه به خاطر شما به دليل غيبت سر كلاساش يه درسش حذف بشه. - قشنگ ترين حرفي كه ممكنه به شما بزنه اينه " مگه خودت خوار و مادر نداري؟ " - يه چيزي رو واسه شما خريده و بدون اينكه بهتون بگه اونو نشونتون مي ده و نظرتونو مي پرسه اگه خوشتون بياد مگه واسه بابام خريدم اما خوب مال تو . - تو فرهنگ لغت اين دختر يادگاري وجود نداره . اما شما مي تونيد اين كلمه رو به اين فرهنگ غني اضافه كنيد و در اصل اين يه فرصت طلايي واسه شماست. - سعي مي كنه با كارايي كه مي كنه صداي شما رو دربياره و اگه اين قدر احمق باشيد كه اعتراض كنيد با چشماني معصوم پر از اشك (كه يه برق شيطوني توشه) و لباي آويزون با گردني كج ازتون مي خواد كه اونو همين طور كه هست قبول كنيد. - سعي مي كنه كمكتون كنه تا دوست دختراي جديدي پيدا كنيد كه اگه تو اين دام بيفتيد هم اون و همه دختراي اطرافتون ، همه رو از دست دادين.(بچه ها مواظب باشين!) - در جمع دوستان شما رو "عزيزم" خطاب مي كنه و مثل يه مامان مواظب شماست كه نكنه يه وقت يه چيزي بخواين اما تو خلوت خودتون به شما مي گه "اوي خره!" - هيچ وقت حتي اگه در حال مردن هم باشه سراغتونو از كس ديگه نمي گيره مگر اينكه كاري جدا از دوستيتون با شما داشته باشه كه در اون صورت حتي اگه زير سنگي كه زير پاي يه فيل هست قايم شده باشين مياد فيل رو فراري ميده و سنگ رو بر مي داره و بيرونت مياره و گوشت رو مي كشه. - اگه يه وقت مسئله اي پيش بياد اصلا اين زحمت رو به خودش نمي ده كه خودشو قاطي كنه يا واسه شما حرص بخوره يا از شما دفاع كنه اما تو خلوت خودش روزي چهار تا ديازپام مي خوره. - اگه يه وقتي از دست شما ناراحت بشه به روتون نمياره و جوري رفتار مي كنه كه انگار نه انگار.اما واي به حالتون اگه يه روزي اين آتشفشان فوران كنه. (انا لله و انا اليه راجعون ) - هر وقت بهش احتياج داشته باشي كمكت مي كنه، فجيع، همه جوره .چون ديگه در اين مورد نمي تونه جلوي خودشو بگيره. (بابا ناسلامتي عاشقه ها) - يكسري جملات و كلمات جدي به شما مي گه ، مثلاً "اي كاش يكي پيدا مي شد من عاشقش بشم". اگه باهوش باشين مي فهميد اين موقع بايد چي كار كنيد. - اگه امكانش را داشته باشه به شما زنگ مي زنه كه با شما صحبت كنه و واسه اين كارش هزار تا بهونه و دليل محكم پيدا مي كنه. - توي صورتت خيره مي شه اما يهو مي گه چرا ابروهاتو ور مي داري؟ خيلي ضايع تابلوه! يا چرا موهات رو اين قدر كوتاه كردي؟ - وقتي با هم با دوستانتون هستيد ، شاد و شنگول هست ، مي خنده و سعي مي كنه تو را هم بخندونه و شاد كنه. اما اگه تو يه مكان خلوت باشيد اگه از ديوار صدا در اومد از اونم صدا مي شنويد. - اگرامكانش باشه تا سر كلاس يا دم در خونه تو رو تعقيب مي كنه بدون اينكه متوجه بشي. - برات نامه مي ده يا ايميل مي فرسته و از كاراي ضايع كه انجام داده يه داستان طنز برات مي نويسه تا تورو بخندونه. تمام اين كارا رو به اين دليل انجام مي ده كه خودشو بهتر به تو بشناسونه. - اگر ازش بخواي كه يك جايي بريد كه او معمولاً نمي ره ، يا ازش بخواي كاري انجام بده كه معمولاً انجام نمي ده سرتون حسابي منت مي ذاره اما تو دلش با دمش گردو مي شكنه. ( تو جون بخواه كيه كه بده!) - هيچ وقت و هرگز (تاكيد مي كنم) از كسي راجع به علاقه شما نسبت به خودش نمي پرسه. - هيچ وقت و بازم هرگز دو ساعت آسمون ريسمون نبافين كه ازش بپرسين شما رو دوست داره يا نه؟ يا دوستاتونو بفرستين جلو.هرگز. بهتر اين كارو تو يه جاي خلوت و بدون هيچ مقدمه اي ازش بپرسين البته ممكنه سك سكه اش بگيره.اما اگه همچين چيزي باشه فوراً و با پرويي تمام مي گه كه عاشق شما شده خيلي خفن. البته اين كارم بهتره بعد از چند ماه يا حتي يك سال بعد از آشنايتون انجام بدين.البته بازم اگه خودتون اونو دوست دارين. - و در آخر ، يك مرتبه حس مي كني كه تازگي ها خيلي به شما بي محلي مي كنه و سعي مي كنه ازتون دوري كنه ولي شما دلت بيشتر براش تنگ مي شه.در اين صورت حتماً جفتتون تو دام هم افتاديد. مباركه. شيريني ما يادتون نره
+
نوشته شده در شنبه هفدهم اردیبهشت 1384ساعت 21:35 توسط yousef
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
+
نوشته شده در شنبه هفدهم اردیبهشت 1384ساعت 21:28 توسط yousef
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]()
![]() ![]() ![]() سلام به رفقای بی معرفت، بابا دمتون گرم، امروز ناسلامتی روز تولد ما بود. خیلی ممنون که .... عکسای به این قشنگی رو هم که مفت و مجانی نگاه می کنید نظر هم نمی دید. امشب این خبرای جالب بدون عکس داشته باشید تا بعد ...
+
نوشته شده در شنبه هفدهم اردیبهشت 1384ساعت 21:17 توسط yousef
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
![]()
+
نوشته شده در شنبه هفدهم اردیبهشت 1384ساعت 21:7 توسط yousef
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
+
نوشته شده در شنبه هفدهم اردیبهشت 1384ساعت 21:0 توسط yousef
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||||||
|
سلام
چه کسی کشت مرا ؟ همه با آينه گفتم ، آری همه با آينه گفتم ، که خموشانه مرا می پاييد ، گفتم ای آينه با من تو بگو چه کسی بال خيالم را چيد ؟ چه کسی صندوق جادويی انديشه من غارت کرد؟ چه کسی خرمن رويايی گل های مرا داد به باد؟ سر انگشت بر آيينه نهادم پرسان : چه کس آخر چه کسی کشت مرا که نه دستی به مدد از سوی ياری برخاست نه کسی را خبری شد نه هياهويی در شهر افتاد ؟! آينه اشک بر ديده به تاريکی آغاز غروب بی صدا بر دلم انگشت نهاد. œœœœœœœœœœœœœœ œœœœœœœœœœ
+
نوشته شده در شنبه هفدهم اردیبهشت 1384ساعت 20:44 توسط yousef
|
|
|||||||||
|
|||||||||
|
|
|
||||
|
سلام امروز واستون البوم جدید محشر رو میزارم.فقط معلوم نیست که تا کی باشه.پس زود دانلودش کنید...
اسم این اهنگو نمیدونم اما فکر کنم همین باشه:
+
نوشته شده در شنبه هفدهم اردیبهشت 1384ساعت 20:39 توسط yousef
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
+
نوشته شده در شنبه هفدهم اردیبهشت 1384ساعت 7:51 توسط yousef
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
||||
+
نوشته شده در شنبه هفدهم اردیبهشت 1384ساعت 7:25 توسط yousef
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||||||||||||||||||||
+
نوشته شده در جمعه شانزدهم اردیبهشت 1384ساعت 19:29 توسط yousef
|
|
|||||||||||||||||||||||
|
|||||||||||||||||||||||
|
|
|
||||
+
نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم اردیبهشت 1384ساعت 8:44 توسط yousef
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
+
نوشته شده در یکشنبه یازدهم اردیبهشت 1384ساعت 14:46 توسط yousef
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
+
نوشته شده در یکشنبه یازدهم اردیبهشت 1384ساعت 14:9 توسط yousef
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
+
نوشته شده در شنبه دهم اردیبهشت 1384ساعت 17:18 توسط yousef
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
-
+
نوشته شده در شنبه دهم اردیبهشت 1384ساعت 17:10 توسط yousef
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
+
نوشته شده در شنبه دهم اردیبهشت 1384ساعت 17:7 توسط yousef
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
+
نوشته شده در شنبه دهم اردیبهشت 1384ساعت 16:52 توسط yousef
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
+
نوشته شده در شنبه دهم اردیبهشت 1384ساعت 8:7 توسط yousef
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
+
نوشته شده در شنبه دهم اردیبهشت 1384ساعت 7:43 توسط yousef
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
+
نوشته شده در شنبه دهم اردیبهشت 1384ساعت 7:39 توسط yousef
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
+
نوشته شده در شنبه دهم اردیبهشت 1384ساعت 7:32 توسط yousef
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
پرسپولیس سرور استقلاله
+
نوشته شده در شنبه دهم اردیبهشت 1384ساعت 7:24 توسط yousef
|
|
|||||
|
|||||